• Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size

JA slide show

به انجمن سخن خوش آمدید

حزب مداحان با مصونیت ویژه
 
حزب مداحان:«مداح که نبايد فقط مداحي کند. ما هم مي خواهیم حرف هاي خودمان را درباره مسائل روز بيان کنیم.»
حاج منصور ارضی در ماه هاي پاياني سال 87 و در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم در مراسمي به احتمال کانديداتوري عبدالله نوري وزير اسبق کشور در دولت اصلاحات واکنش تندي نشان داد. او در شب 21 ماه رمضان در ميان روزه داران مسجد ارک تهران گفت اگر نوري بخواهد کانديدا شود «مي دهيم حسابش را برسند»..» او در همين مراسم ضرب و شتم عبدالله نوري و عطاءالله مهاجراني وزراي دولت خاتمي در سال 77 را يادآوري کرد و گفت؛ «از طرف من به او بگوييد اگر جان خود را دوست دارد وارد اين ميادين نشود.»
 
سياست مداحي، مداحان سياسي

پس از پايان جنگ و ماموريت کساني همچون آهنگران و کويتي پور ديگر به نظر نمي آمد مداحان بکوشند پا را از عرصه مناسبت هاي مذهبي فراتر بگذارند. چه در دوران دولت سازندگي نيز چنين بود اما به ناگاه از سال هاي مياني دهه 70 و با آغاز کار دولت اصلاحات، استفاده ابزاري از منابر و هيات هاي مذهبي در تعداد مشخصي از جلسات مذهبي که در واقع به
گروه هاي غيررسمي خاصي هم وابستگي داشتند، رواج يافت. اين اتفاق هر چند اسباب نگراني بسياري از دلسوزان سياسي و مذهبي کشور را فراهم ساخت، اما به سبب اصرار برخي محافل بر تخريب چهره هاي مورد نظر خود در مجالس مذهبي ادامه يافت. اين وضعيت نه تنها باعث شد فضاي سياسي به سبب تخريب و تهمت ها آلوده شود، بلکه به خاطر استفاده ابزاري به خود جلسات مذهبي نيز ضربه زيادي وارد کرد و اين جلسات را مورد انتقادات زيادي قرار داد به طوري که نه تنها محتواي اين جلسات گهگاه تحت الشعاع بازي هاي سياسي قرار گرفت، بلکه حتي از تعداد مخاطبان جلساتي نيز که مورد استفاده ابزاري قرار مي گرفت، کاسته شد. البته طي سال هايي خواه به دليل مصلحت انديشي گردانندگان اين جلسات و خواه به خاطر مشاهده تبعات منفي استفاده سياسي از احساسات مذهبي مردم، حجم اين گونه رفتارها در هيات ها و جلسات مذهبي کاهش يافته بود. اما بعد گروه اندکي از روحانيون منبري و نيز تعدادي از مداحان معروف در تلاش براي احياي اين سنت در جلسات خود برآمدند. نخستين قرباني حملات پيروان اين سنت اکبر هاشمي رفسنجاني بود که در سال هاي پس از رياست جمهوري اش بارها و بارها مورد حمله قرار گرفت و در کمتر جلسه يي که طيفي خاص و مداحي خاص در آن حضور داشتند نامي از هاشمي برده نمي شد.

آغاز جنبش مداحان
سال هاي آغازين اصلاحات، سال هاي رونق مداحان سياست پيشه و آغاز جنبش آنان بود. آنها که کارشان ذکر مصيبت بر پيشوايان بزرگ ديني بود اين بار در زمان دولت اصلاحات به هر منبري رسيدند به تخريب دولت خاتمی پرداختند و تنها کافي بود تا محرمي يا ماه رمضاني دست دهد. اکثر منتقدان معتقدند از زماني که مداحان به عنوان يک طيف مذهبي مورد حمايت بخشي از راستگرايان قرار گرفتند و به گود قدرت وارد شدند از مسير اصلي خويش دور افتادند. نقطه آغازين اين دگرگوني محرم سال 77 بود. آن ايام با سالگرد دوم خرداد 76 مقارن شده بود و به همين مناسبت، «طرح غيرعلني محرم» با هدف گيري دولت اصلاحات در دستور کار مداحان قرار گرفت. البته طرح مزبور به دليل فاش شدن مفاد آن اجرا نشد، اما مداحان سياسي را به يکديگر نزديک تر کرد. سخنراني هاي آنان در مساجد، تکايا و حسينيه هاي بزرگ تهران و ديگر نقاط کشور با محوريت جلوگيري از ترويج انديشه هاي اصلاح طلبانه و تخريب برخي چهره هاي شاخص مانند خاتمي و هاشمي انجام مي شد. مداحان با استفاده از سکوت محافظه کاران و حمايت هاي غيرآشکار راستگرايان جوان که بعدها طيف دولت نهمي ها از دل آن برآمدند، انتقادات سنگيني را متوجه اصلاح طلبان کردند. اين جريان با تشکيل جلسات مداوم و هماهنگي برنامه ها به تدريج سازماندهي شد و قدرت قابل توجهي کسب کرد؛ قدرتي که به آنها اين امکان را داد که بتوانند بر نتيجه انتخابات تاثير بگذارند. پس در آستانه هر انتخاباتي مداحان سياسي دوباره ظهور مي کردند. فعاليت سياسي مداحان چندان بدون هزينه هم نبود چرا که با گسترش سخنراني هاي غيرمذهبي مداحان، جايگاه مداحي ها و نوحه خواني ها کمرنگ شد و همين موضوع منجر به آن شد که بسياري از عوامل و نهادهاي ديني درباره خطر انحراف مداحي هشدار دهند. جمعي از مراجع تقليد نيز در قالب سخنراني يا صدور بيانيه از مداحان خواستند از امکانات هيات هاي مذهبي در جهت تبليغ به نفع جناحي خاص استفاده نکنند. در همين حال نيروي انتظامي نيز با هدف مقابله با تحريفات عاشورا اطلاعيه يي صادر کرد و صدا و سيما هم از پخش مراسم عزاداري که طي آن برخي مداحان به بيان جملات غلوآميز مي پرداختند، جلوگيري کرد. اعتراض به اقدامات جنبش مداحان تا آنجا پيش رفت که نمايندگان مجلس هفتم هم طرحي را براي «ساماندهي مداحان» ارائه کردند که البته هيچ گاه اعلام وصول نشد و به بايگاني سپرده شد. اما نفس اقدام مجلسيان هفتم که همفکر و تحت حمايت مداحان بودند، نشان از آن داشت که مداحان بيش از حد داخل منازعات سياسي شده اند. پس از آن بود که در آبان ماه سال 84، حاج منصور ارضي در واکنش به انتقاد برخي علما به نحوه عزاداري ها گلايه کرد و گفت؛ «اينکه مي خواهند به مداحان گير بدهند اگر به ما دستور دهند نخوانيد، ديگر نمي خوانيم، اما اگر به مداحان بگوييد اعتصاب کنيد، مداحان هم کار را روي زمين مي گذارند و مجالس شما مي خوابد.» البته او بعدها از آيت الله مکارم شيرازي که اظهاراتش را در پي انتقادهاي اين مرجع تقليد ابراز کرده بود، دلجويي کرد اما موضع گيري وي نشان از آن داشت که مداحان جرياني منسجم هستند که مانند يک حزب، تصميمات شان سازماني و هماهنگ است.

حمله به نهادهاي مدني
سال هاي اصلاحات گذشت و البته دولت و دولتمردان اصلاحات نيز هيچ گاه از حمله برخي مداحان صاحب نام و بانفوذ در امان نماندند. يکي ديگر از مهم ترين موارد مورد انتقاد اين گروه اندک اما بانفوذ، فعاليت احزاب و نهادهاي مستقل مدني بود. اين انتقادها به نحوي آشکار شد که حتي نگراني و اعتراض احزاب اصولگرا را نيز برانگيخت اما دولت نهم چندان وقعي به اين اعتراضات نمي نهاد و مداحان مورد وثوق را همواره در کنار خود داشت. در ماه هاي آغازين عمر دولت نهم موارد متعددي از انتقادات عليه موجوديت احزاب مطرح شد اما نمونه آشکار اين گونه مواضع سخنراني مرتضي آقاتهراني استاد اخلاق جلسات هيات دولت و عضو هيات علمي موسسه امام خميني(ره) که (رياست آن را آيت الله مصباح يزدي برعهده دارد)، بود. وي فعاليت حزبي را از آفات جامعه اسلامي برشمرده و گفته بود؛ «اگر کسي با حزب گرايي و آرمان گرايي خود در جامعه رفتار کند، نخواهيم توانست در ميان ملت ها و کشورهاي جهان عملکرد قابل توجهي داشته باشيم.»صفارهرندي وزير ارشاد دولت نهم نيز با تخطئه احزاب از بسيج و روحانيت به عنوان نهادهاي جايگزين احزاب نام برده بود که اين اظهارات وي نيز با انتقاد بسياري حتي از ميان روحانيت اصولگرا مواجه شد. اما همين اظهارنظرها کافي بود تا مداحان بانفوذ و سياست پيشه چراغ سبزي بگيرند تا آنها نيز وارد مسير حمله و انتقاد از شخصيت ها و احزاب سياسي شوند.

قدرت بيش از پيش حزب مداحان
دولت نهم اما سرآغاز حيات سياسي مداحاني شد که مي خواستند از يک منبري بيشتر و بانفوذتر باشند و حتي گاهي طعم قدرت اجرايي را نيز بچشند. چه محمود احمدي نژاد نخستين رئيس جمهوري بود که يک مداح - حاج منصور ارضي- را در کنار خود اينچنين عزيز مي داشت و او را با خود به سفر استاني مي برد تا در برخي سفرها روضه يي نيز خوانده شود. جنبش مداحان شايد از همين رهگذر هر روز قدرت و نفوذ بيشتري يافت و احساس مصونيت کرد تا هر چه مي خواهد انجام دهد و هر چه مي خواهد بگويد. منصور ارضي نماينده طيف سنتي مداحان ايراني بود که حالا دبيرکل حزب مداحان خوانده مي شود. اين در حالي است که احد قدمي داماد پروين احمدي نژاد خواهر رئيس دولت طيف جوان تر اين مداحان را نمايندگي مي کند. پيشينه حاج منصور ارضي بي شک مشخص تر است اما شنيده ها حاکي از اين است قدمي که چند سالي است با روي کار آمدن دولت نهم شهرت يافته پيشينه چندان مشخصي ندارد و مشخص نيست به کدام طيف سياسي تعلق خاطر داشته است، سمت هايي نظير مدير حراست يک شرکت خودروسازي و مديرکلي حراست سازمان شهرداري ها و دهياري هاي کشور را بعد از انتخابات شوراها و انتخاب خانم پروين احمدي نژاد در اين شورا تجربه کرده است.

انتخابات هيزم تنور تخريب
حزب مداحان در دولت نهم به بالندگي دلخواه بانيان خود دست يافت و از نفوذ و قدرت حداکثري بهره مند شد. انتخابات مجلس خبرگان و پيروزي معنادار اکبر هاشمي رفسنجاني در آن نخستين سبب بود تا منصور ارضي به کار تخريب او مشغول شود. دور تازه تخريب هاشمي رفسنجاني در حالي آغاز شد که وي در آن ايام طرف مشورت شخصيت ها و احزاب سياسي مختلف کشور بود و همگان از وي خواسته بودند براي خارج کردن کشور از مشکلات داخلي و خارجي چاره انديشي کند. هاشمي پيش از آن چند بار اوضاع کشور را بحراني توصيف کرده بود، منصور ارضي اما همه سوابق او را ناديده گرفت و به تاثيرگذارترين چهره انقلاب اسلامي تاخت. بعد از آن بود که محمد عطريانفر عضو برجسته حزب کارگزاران و از نزديکان هاشمي بر سياست پيشگي مداحان خرده گرفت که با واکنش سعيد حداديان ديگر مداح حامي دولت نهم و شاگرد حاج منصور ارضي واقع شد؛ «زندگي تمام مداحان معلوم است. من، حاج منصور، آقاي طاهري و ديگران در نظام جمهوري اسلامي ايران هيچ وقت نشده که مورد حمايت مالي دولت قرار بگيريم. بنده تا الان يک بار هم از بسيج وام نگرفته ام. البته صاحب خانه و زندگي هستم ولي از دولت کمک نگرفته ام، از دوستان قرض کرده ام ولي از نظام قرض نگرفته ام، از نظام خرج خودم نکرده ام پس ما آدم هايي که دنبال مسائل مادي باشيم، نبوده ايم. حالا من چند سوال از آقاي عطريانفر دارم يکي اينکه ارتباط شان با نهضت آزادي را براي مردم روشن کنند، دوم نظرشان واقعاً در مورد ولايت فقيه چيست و آيا واقعاً امام را قبول دارند و نظرات مقام معظم رهبري را صددرصد مي پذيرند؟ بعد هم مي خواهم به اين آقايان بگويم اگر از امام حسين(ع) حيا نداريد و اين گونه به جامعه مداحي توهين مي کنيد خودتان را چگونه صاحب نظري مي دانيد که بدون ادله و پيروي از اصول نظريه پردازي به راحتي مي گوييد ما يک جريان سياسي هستيم؟» به اين ترتيب بود که حداديان نيز اوج سياسي گري خود را با پاسخي اينچنين نمايان کرد.

قاليباف عمرسعد شد
ارضي در ادامه اما به اصلاح طلبان يا افراد بزرگي همچون هاشمي بسنده نکرد و اصولگرايان شاخصي مثل محمدباقر قاليباف رقيب انتخاباتي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري نهم را نيز از دم تيغ نقد و بي حرمتي خويش گذراند. حاج منصور که در دور دوم سفرهاي استاني رئيس جمهور را همراهي مي کرد در دعاي روز عرفه در حسينيه صنف لباس فروشان با اشاره به واقعه کربلا گفت؛ «به عمر بن سعد گفتند با قتل امام حسين(ع) به ملک ري نمي رسي که با تمسخر پاسخ داده بود اگر به گندمش نرسم به جوي طويله اش که خواهم رسيد.» وي افزود؛ «برخي ابن سعدهاي دوران ما هم اين گونه اند و اگر به گندم رياست جمهوري نرسيدند به جوي شهرداري که رسيده اند و اين برايشان کافي است.» او تاکيد کرد؛ «مداح که نبايد فقط مداحي کند. من هم مي خواهم حرف هاي خودم را درباره مسائل روز بيان کنم.» ارضي در ادامه با اشاره به شهرداري تهران گفت؛ «فکر مي کنند از کارهايشان بي خبريم و نمي دانيم در حال جمع آوري ميليوني پول هستند تا در موقع مناسب خرجش کنند.» اين مداح نزديک به دولت نهم حتي پا فراتر نهاد و به مجلس اصولگراي هفتم نيز حمله ور شد؛ «بايد مراقب بود و فريب تحصيلات و سوابق را نخورد و با غربال کردن، فقط افرادي را که درد دين دارند، به مجلس فرستاد.» اين اقدام او البته بلافاصله با واکنش اعتراضي همفکران و نزديکان قاليباف مواجه مي شود. بازتاب اظهارات ارضي تا آنجا بود که گروهي از فرماندهان ارشد دفاع مقدس در نامه يي به آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس وقت قوه قضائيه خواستار رسيدگي قانوني به اظهارات اين مداح حامي دولت نهم شدند. به جز اين يکي از پايگاه هاي اينترنتي نيز در يادداشتي ارضي را مستحق «حد شرعي» ارزيابي کرد. ولي به رغم انتقادات تندي که از سوي طيف حاميان قاليباف مطرح شد، حاج منصور ارضي در جلسه يي با حضور جمعي از مداحان در مهديه تهران به منظور آمادگي براي دهه محرم، نه تنها از موضع خويش عقب نشيني نکرد، بلکه از ساير مداحان خواست در خصوص مسائل روز جامعه و کشور در برنامه ها و جلسات شان صحبت کنند.

احياي دوباره منبرهاي حزب
ارضي و هواداران او اما بعدتر به اين توصيه ها توجه نکردند و با جنب و جوش هاي انتخاباتي اصلاح طلبان براي کسب کرسي رياست جمهوري دهم، دوباره گروه هايي احيا شدند که سر و کار اصلي شان با مداحان بود. اين بار اما تريبون مذهبي و سنتي مداحي کانون اعلام طرح هاي جلوگيري از فعاليت هاي سياسي رقيب شد و همچنين گروهي از حاميان تندرو دولت نهم تندترين انتقادها را نثار دولت هاي قبل و چهره هاي صاحب نام اصلاح طلب کردند. البته در شکل جديد ديگر خبري از حضور گروه هاي انصار و ساير نيروهاي نزديک به اين جريان در مراسم سخنراني و برنامه هاي دانشجويي و امثال آن و حمله به منتقدان و فعالان جريان رقيب نبود بلکه منبرهاي مداحان محل انتقاد و حمله به رقيب بود.

حاج منصور در ماه هاي پاياني سال 87 و در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم در مراسمي به احتمال کانديداتوري
عبدالله نوري وزير اسبق کشور در دولت اصلاحات واکنش تندي نشان داد. او در شب 21 ماه رمضان در ميان روزه داران مسجد ارک تهران گفت اگر نوري بخواهد کانديدا شود «مي دهيم حسابش را برسند». ارضي اين پيغام را براي کانديداهاي احتمالي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم فرستاد تا آغاز فعاليت هاي انتخاباتي مداحان را کليد بزند و تاييد کند که «تاريخ تکرار مي شود.» او در همين مراسم ضرب و شتم عبدالله نوري و عطاءالله مهاجراني وزراي دولت خاتمي در سال 77 را يادآوري کرد و گفت؛ «از طرف من به او بگوييد اگر جان خود را دوست دارد وارد اين ميادين نشود.» او خاطره سال 77 را پيش روي نوري و ساير اصلاح طلبان آورد که گروهي خودسر بعد از پايان نماز جمعه تهران به عطاءالله مهاجراني و عبدالله نوري وزراي وقت ارشاد و کشور حمله کردند. بعد از آن هم چندين مرتبه خبرهايي مبني بر قصد مهاجمان براي مضروب کردن اين فعالان فرهنگي- سياسي منتشر شد که البته با زنداني شدن عبدالله نوري و سپس پيشه کردن سياست سکوت و گوشه گيري او پس از آزادي عملاً چنين طرح هايي فروکش کرد.

پس از انتخابات دهم و اوج گيري جنبش مداحان
انتخابات رياست جمهوري دهم آنچنان که پس از خود حرف و حديث هاي فراواني بر جاي نهاد و خود به خود محل حمله و انتقاد و به انزوا راندن فعالان سياسي اصلاح طلب شد محلي نيز شد تا بار ديگر جنبش مداحان از لفافه سکوت به در آيد و اين بار تندتر از هميشه به کار نقادي و حمله و هتاکي و افترا به بزرگان اصلاح طلب بپردازد. منصور ارضي در شب هاي قدر ماه رمضان امسال بار ديگر بر خاتمي، هاشمي، کروبي و اين بار ميرحسين موسوي شوريد و گفت برايشان آرزوي مرگ مي کند. او روزه داران را نيز به اين دعا نفرين فراخواند. ارضي حتي در مجلس سوگواري علي(ع) از افترا بستن به بزرگان نظام ابا نکرد و کروبي و موسوي را به مسائل عجيبي نظير ايجاد استخر مشروب متهم ساخت، تا کار به آنجا رسيد که دو شب بعد از سخنان وي مجيد انصاري عضو مجمع روحانيون مبارز و فعال اصلاح طلب در سخناني در واکنش به حملات ارضي گفت بوي جهنم از دهان اين مداح به آسمان مي رسد. با اين حال اما هنوز هيچ مقام و مرجع رسمي قضايي واکنشي به سخنان اين مداح نشان نداده است و به نظر مي رسد ارضي از حمايت ها و به تعبيري از مصونيت هاي ويژه يي برخوردار است.
گزیده شده از یک مقاله مندرج در سایت اعتماد
فیلمهای کوتاه برگذیده دست اندرکاران انجمن سخن برای دوستان و هموطنان گرامی.
برای دیدن فیلمها، لطفا بر روی عکس کلیک کنید
مصاحبه جدید میر حسین موسوی با سایت کلمه
يكشنبه, 09 اسفند 1388 12:20

موسوی: تکرار می‌کنيم؛ اجازه داده شود جنبش سبز برای يک راه‌پيمايی مردم را دعوت کند

 

کلمه: ميرحسين موسوی در گفت و گويی صريح با کلمه به سوالاتی که برای افکار عمومی و حاميان جنبش سبز پيرامون حوادث ۲۲ بهمن امسال و برخورد های خشونت آميز صورت گرفته بوجود آمده بود پاسخ داده و مواضع خود را شفاف مطرح کرد.نخست وزير امام در اين گفت و گو همچنين در خصوص جنبش سبز مردم ايران و ادامه حرکت در مسير راه سبز اميد نکاتی را مطرح کردند.مهندس موسوی در اين گفت و گو با انتقاد از راهپيمايی مهندسی شده در ۲۲ بهمن امسال که “تحت تأثير انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزينه گزاف و بسيج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند،طاقت ديدن يک لباس سبز بر تن راهپيمايان جوان و يا حتی يک تسبيح سبز در دست يک روحانی را نداشتند”تاکيد کردند:”افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپيمايی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپيمايی های مهندسی شده يا احيانا اجباری با اين همه هزينه و فضای امنيتی و ارعاب”مهندس موسوی در اين مصاحبه همچنين با انتقاد از برخی رويه های موجود در اداره کشور که منجر به ايجاد مشکل برای مردم شده است خاطرنشان کردند”ده ها ميليون ايرانی که در اين کشور با سانسور، جلوگيری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سياست خارجی دمدمی و ماجراجويانه، سياست های ويرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغييراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکميت بر سرنوشت خود، اين سرنوشت تحميلی از سوی کارگزاران بی کفايت را تغيير دهند.ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بيشترين پروژه ها و فعاليت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نيز سپاه جمع نشود.ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگيرند و زنان بابت درخواست رفع تبعيض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگيرند.ملت دوست ندارد که اين چنين نامه هايش، پيام هايش، گفتگوهای تلفنی اش و پيامک هايش در معرض شنود قرار گيرد”نخست وزير محبوب امام اما چشم انداز راه سبز اميد را نيز در صحبت های خود ترسيم کرده وبار ديگر با تاکيد بر حرکت جنبش سبز در چارچوب قانون اساسی تاکيد داشتند”مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، يک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش اين آگاهی و تعميق آن در ميان همه اقشار و بويژه در اقشار مستضعف جامعه پيدا کند.گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.سبز بودن يعنی «خود» در ميان نبودن و خودخواه نبودن. در اين راه ما هم در صورت امکان از خيابان ها به صورت مسالمت آميز و قانونی استفاده می کنيم و هم همه امکانات قانونی ديگر.جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ايستاده است.هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گيرد”

متن کامل گفت و گوی سايت کلمه با مير حسين موسوی به شرح زير است:


*سه هفته از راهپيمايی
۲۲ بهمن می گذرد و حرف و حديث زيادی در مورد اين راهپيمايی گفته شده است.نظر شما درباره اين راهپيمايی چه هست؟

- مراسم ۲۲ بهمن اولين بار نيست که در کشور ما برگزار می شود. اين مراسم دنباله راهپيمايی های ميليونی سال ۵۷ به مناسبت های مختلف از جمله تاسوعا، عاشورا و اربعين است. هر ساله کسانی که به انقلاب علاقه دارند در اين مراسم شرکت می کنند و معمولا در بسيج مردم برای راهپيمايی، نهادهای سنتی مثل مساجد و هيئت ها نقش بزرگی دارند. معمولا اين مراسم در هر سال متأثر از اتفاقات مهم آن سال و فضای سياسی کشور است و امسال اين مراسم تحت تأثير انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزينه گزاف و بسيج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند.

 

* راهپيمايی امسال با سال های قبل چه تفاوت هايی داشت؟

- تفاوت ها متأثر از مسائل بعد از انتخابات بود. امسال با توجه به شکل گيری جنبش اجتماعی – سياسی عظيم سبز، اين راهپيمايی به شدت تحت تأثير نحوه حضور اين جنبش در راهپيمايی بود. درهيچ سالی اين همه نيروی نظامی و انتظامی و امنيتی به خيابان ها آورده نمی شد. برخوردهای خشن و وحشيانه ای که مخصوصا در ميدان صادقيه و بعضی نقاط ديگر ديده شد در سال های قبل نبود. در سال های قبل مردم با هر شکل و قيافه و شعاری که می خواستند در راهپيمايی شرکت می کردند ولی امسال مأموران خشن، حتی طاقت ديدن يک لباس سبز بر تن راهپيمايان جوان و يا حتی يک تسبيح سبز در دست يک روحانی را نداشتند. گمان نمی کنم اثر اين برخوردها به سادگی از خاطره مردم برود.

* فکر می کنيد حجم مردمی که به جنبش سبز علاقه دارند در اين راهپيمايی چقدر بود؟

- آمار دقيقی نمی توان ارايه کرد ولی از طريق قراينی می شود فهميد. يکی از اين قراين، وزن جمعيتی راهپيمايی خودجوش ۲۵ خرداد و مقايسه آن با ۲۲ بهمن است و قرينه ديگر فضای خالی ميدان آزادی به هنگام سخنرانی و مقايسه آن با سال های پرجمعيت راهپيمايی است. هنوز جوابی برای خالی بودن ميدان و اين که چرا دوربين ها فقط نقاط محدود نزديک به جايگاه را رصد می کرده داده نشده است. اينکه مردم مراقب چمن و محيط زيست بوده اند، مخصوصا برای کسانی که سال های قبل حضور مردم در ميدان را مشاهده کرده اند، مضحک است. اگر برای نطام تخمين وزن جمعيتی جنبش سبز اهميت داشت، جلوی ابراز هويت جمعيت های سبز را نمی گرفت. ولی وحشت از آشکار شدن اين هويت و دامنه آن، اين فرصت تاريخی را گرفت. اين امر بيش از جنبش راه سبز، برای حاکميت مضر بود. روشن است که پنهان نگه داشتن واقعيت، منجر به حذف آن نمی شود و در اين مورد بنده يقين دارم که با اين برخورد گسترده، اين هويت عميق تر و گسترده تر خواهد شد. ولی بنده و جناب آقای کروبی در مشورتی که داشتيم فکر کرديم پيشنهادی که قبلا داده ايم را تکرار کنيم و آن اينکه اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی، برای يک راهپيمايی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حديث ها پايان دهد. ما اعتقاد داريم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل های اصلاح طلب و مراجع عظام و ديگر شخصيت های نظام نمی بود، امسال ما يک راهپيمايی بی رمقی داشتيم که اکثريت آن را نيروهای نظامی و انتظامی که از سراسر کشور جمع شده بودن تشکيل می داد، يعنی مسيرهای راهپيمايی وضعيتی می داشتند که ميدان آزادی به هنگام سخنرانی داشت.

 

*گفته می شود تطميع و تهديد در اين راهپيمايی نقش داشته و عده ای به دليل مسائل مادی در اين راهپيمايی شرکت کردند.

- اصطلاح راهپيمايی مهندسی شده را بيشتر می پسندم. بنده با توهين به کسانی که موافق شعارهای جنبش سبز نيستند مخالفم. قرار نيست و قرار نبود که همه با ما هم رأی باشند و اگر کسی با ما هم رأی نيست انسان بدی شمرده شود. همه هموطنان ما هستند. منهای يک عده قمه کش و آدمکش، همه خواهران و برادران ما هستند. حتی نيروهای نظامی و انتظامی برادران ما هستند و می دانيم که مجبور به اعمال خشونت می شوند. البته هزينه های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن جمعيت محکوم است. بنده يادم می آيد که برای آن که دستگاه دفاعی در زمان جنگ کاميون هايی را برای جبهه در اختيار بگيرد با چه موانع شرعی و اجرايی روبرو بود و حتی در شرايط بسيار بحرانی جنگ، توسط حضرت امام اجازه داده شد از کاميون های شخصی به شرطی استفاده شود که دولت رسما هزينه ها و خسارت های وارده را تقبل کند، که کرد. ولی برای اين راهپيمايی، تقريبا بيشترين اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعيت و نيروهای نظامی و انتظامی در اختيار قرار گرفته شده بود. اينگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبيه همان ذهنيت استبدادی و رويه های پيش از انقلاب است. در زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال ۵۷ و بعد از آن اين بوده که مردم بطور خودجوش در اين نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپيمايی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپيمايی های مهندسی شده و يا احيانا اجباری با اين همه هزينه و فضای امنيتی و ارعاب.

 

*آيا بين شما و آقايان کروبی و خاتمی مشورتی برای موضع گيری ها و تصميمات صورت می گيرد؟

- ارتباط با اين بزرگواران هميشه وجود دارد. با دستگيری های وسيعی که صورت گرفته، ضرورت اين ارتباط مستقيم امروز بيشتر است و بنده خدا را شکر می کنم که هماهنگی خيلی خوبی در اين زمينه وجود دارد. البته به نفع کشور بود که بجای سياست های سرکوب و پرکردن زندان ها، سياست حمايت از ايجاد يک تشکيلات نيرومند از کسانی که سياست های ويرانگر موجود را قبول ندارند در چهارچوب نظام وجود داشت و به نظر بنده تنها راه عدم انتقال مديريت جريان های سياسی و اجتماعی به خارج از کشور همين است. ولی با انحراف شديد صدا و سيما و يکطرفه شدن آن و بسته شدن روزنامه های کشور و زندانی شدن ده ها روزنامه نگار، به نظر می آيد که ايجاد تشکيلاتی که بتواند چهره های مؤثر را دور هم گردآورد تا به صورت آشکار و در چهرچوب قانون اساسی کار را به پيش ببرند فعلا منتفی است و هنوز به اعتقاد اينجانب راهبرد «هر شهروند، يک رسانه» و همچنين گسترش فعاليت های شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهی های سياسی و اجتماعی، يک ضرورت است و جايگزينی برای آن وجود ندارد. البته اين وضع دشوار در کنار ضررهايی که دارد، منافعی هم داشته است و آن اتکا همه علاقمندان به جنبش سبز به خود و شبکه های بيشمار اجتماعی درجامعه است. در اين ميان، استفاده از فضای مجازی معجزه کرده است و به صورت يک ساختار کاملا قابل اتکا، افراد و شبکه ها را در اتصال و تعامل باهم قرار داده است. شييه بازارهای سنتی که که تعداد زيادی مغازه، حجره، تيمچه، مسجد، قهوه خانه و غيره را به هم متصل می کند و عليرغم تنوع آدم ها و حجره ها، مفهوم بازار يک ساختار به هم پيوسته از واحدها را تداعی می کند. جالب است در يک راسته بازار، می تواند اختلاف عقيده و سلايق و سرمايه وجود داشته باشد، ولی اين تنوع، وحدت مفهومی و وحدت عملی بازار را بهم نمی زند، بلکه جزو نقاط قوت آن است.

 

* تحرکات خيابانی همواره با خشونت شديد روبرو شده است. نمونه آن را در راهپيمايی ۲۲ بهمن در ميدان صادقيه ديديم. آيا راه حل های ديگری برای پيگيری اهداف قانونی جنبش راه سبز وجود دارد؟

- اين سؤالی است که خيلی مطرح می شود. در جواب بايد گفت که جنبش سبز نبايد اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نبايد دچار روزمره گی و انفعال بشود و استراتژی خود را از ياد ببرد. هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چهارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتيم. هدف حداقلی و مطمئن که می توانست اجماع گسترده ای ايجاد کند، تحقق اجرای بدون تنازل قانون اساسی بود. البته افرادی و يا حرکت هايی در اين بين پيدا شدند که خواستند از اين خط بگذرند و يا به اصطلاح خط شکنی کنند، ولی جنبش راه سبز هيچگاه از اجرای بدون تنازل قانون اساسی منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همين راه را خواهد رفت. بنده بارها درباره اهميت پايبندی راه سبز اين نقطه کليدی صحبت کرده ام و به عنوان يک فرد همراه، حراست از آن را مورد تأکيد قرار داده ام. صحنه خيابان ها و آنچه در آن گذشته را بايد يکی از راه هايی بشماريم که جنبش سبز تلاش کرده است اهداف و نيات خود را به گوش همه ملت و جهانيان برساند. ولی استفاده از خيابان ها، تنها راه نبوده است. ده ها ميليون ايرانی که در اين کشور با سانسور، جلوگيری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سياست خارجی دمدمی و ماجراجويانه، سياست های ويرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغييراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکميت بر سرنوشت خود، اين سرنوشت تحميلی از سوی کارگزاران بی کفايت را تغيير دهند.
ملت ما می خواهد که در رقابت نفس گير جهانی و منطقه ای، عقب نيفتد. ملت ما می خواهد با جهان خارج به جای دعوا و دشمنی، تعامل داشته باشد و سياست خارجی توسعه گرا را دنبال کند. ملت ما می خواهد کالاهای توليدی، اعم از کشاورزی و صنعتی، زير سيل خانمان برانداز واردات بی حساب و کتاب، مدفون نشود. ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بيشترين پروژه ها و فعاليت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نيز سپاه جمع نشود. ملت ما می خواهد به شاخص های بيکاری و فقر به عنوان يک وظيفه دينی و اسلامی و ملی اهميت داده شود و … با انبوه تبليغات شاخص خط فقر و بيکاری و تورم با دستکاری و دروغ، از چشم مردم پنهان نشود. ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگيرند و زنان بابت درخواست رفع تبعيض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگيرند. ملت ما می خواهد حکومت اجازه بدهد که در رسانه ملی، صدای همه ملت شنيده شود و نه افراد خاصی که کاری جز بی انصافی و تهمت زنی ندارند. آحاد ملت ما با يکديگر دوست هستند و دوست ندارند به دو دسته حزب الله و حزب الشيطان، مردم و خس و خاشاک و گوساله و بزغاله تقسيم شوند.
ملت دوست ندارد که اين چنين نامه هايش، پيام هايش، گفتگوهای تلفنی اش و پيامک هايش در معرض شنود قرار گيرد. ملت ما آگاه و رشيد است و دوست ندارد عده ای معدود به نام مات، آزادی های ملت را محدود کنند، حقوق اساسی آنرا تعطيل کنند، روزنامه هايش را ببندند و هر روز دستورالعمل های آمرانه برای نوشتن، گفتن و شنيدن صادر کنند. بايد به هر طريق ممکن از سوی جنبش سبز در سطح کشور و در ميان همه اقشار، اين آگاهی به مردم برسد که اين خواست ملت، خواست جنبش سبز هم هست و نه تنها خواست آن است بلکه اين مطالبات را همگانی کند. اين مطالبات کاملا اسلامی و عين قانون اساسی و کاملا منطبق با مردم ساالاری دينی ماست. اين خواسته ها نه جنبه ضدشرعی دارند که باعث فرمان تير و قتل و زندانی شود، نه جنبه ضدملی و نه جنبه ضد نظام. اين ها حقوق مردم هستند و به همين دليل مردم از آن حمايت می کنند. آزادی، حقوق بشر، رفع تبعيض ها، تحمل عقايد و نظريات مختلف، مقابله با فساد و تباهی و قانون گريزی، مواردی نيستند که پيگيری آنها چه در سطح خيابان و چه از طريق رسانه ها جرم باشد. برعکس، جلوگيری از طرح اين مطالبات، علامت استبداد و تحريف اهداف انقلاب اسلامی است که با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پيروز شده است.
در پاسخ به سؤال شما بايد بدانيم که که زمينه هر تغيير اساسی در جهت اصلاح گری، گسترش آگاهی است. بدون آگاهی گسترده در سطح جامعه، امکان تغيير وجود ندارد. افشاندن بذر آگاهی و گسترش آن به همه اقشار و همه نقاط کشور، تنها از طريق حضور خيابانی فراهم نمی آيد، گرچه اجتماعات، حق مردم و يکی از امکانات آنها برای نيل به اهداف سياسی، اجتماعی و فرهنگی آنهاست. مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، يک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش اين آگاهی و تعميق آن در ميان همه اقشار و بويژه در اقشار مستضعف جامعه پيدا کند. گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است. البته بايد متواضع باشيم. هدف آن نيست که تغييرات ناشی از اين استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بيفتد. سبز بودن يعنی «خود» در ميان نبودن و خودخواه نبودن. در اين راه ما هم در صورت امکان از خيابان ها به صورت مسالمت آميز و قانونی استفاده می کنيم و هم همه امکانات قانونی ديگر. می خواهم به عنوان يک همراه جنبش سبز، باز هم بر گسترش آگاهی در سطح ملی به عنوان مهم ترين وسيله برای نيل به پيروزی تأکيد کنم. ما می خواهيم اهدافمان را در کنار مردم و با آنها بدست آوريم.

 

* نقش حاکميت و نظام و يا جناح های ديگر را درارتباط با تغييرات چگونه می بينيد؟

- جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ايستاده است و هر چه آگاهی ملت به حقوق خود بيشتر شود، نيروی عظيم تری پشت اين مطالبات قرار خواهد گرفت. اين آگاهی، جان های مردم کشور را تغيير خواهد داد و اين تغيير، سرمايه ملت برای تغييرات سياسی و اجتماعی است. نکته ای که دوست دارم به عنوان يک همراه کوچک به علاقمندان راه سبز عرض کنم اين است که هدف ما، تغيير در چهارچوب نظام است. ولی هدف آن نيست که اين تغييرات حتما بدست اين يا آن فرد صورت بگيرد. ما بايد يک اصل اخلاقی را بياد داشته باشيم و آن تصديق درستی، خوبی و زيبايی است، حتی اگر اين درستی و خوبی بدست ما صورت نپذيرد. به همين دليل، ضمن آن که محکم بر روی خواسته های خود ايستاده ايم، ولی کم هزينه تر می بينيم اگر خود حاکميت به سمت اين راه حل ها که برآمده از خواست ملت و ميثاق ملی ماست پيش برود. بنده خيلی واضح و آشکار می گويم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گيرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکميت خواهيم شمرد و نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهيم داد، بلکه آن اقدام علامت قدرت جمهوری اسلامی خواهد بود. ما دوست داريم که خود حاکميت، متشکل از همه ارکان آن، تضمين های لازم را برای انتخابات های آزاد، رقابتی و غيرگزينشی فراهم آورد.

ما دوست داريم خود حاکميت به دنبال آزادی زندانيان، توسعه سياسی و گسترش فرهنگ آزادی و تنوع رسانه ها و آزادی آنها باشد. بنده صريحا می گويم انتشار «کلمه سبز» و «اعتماد ملی» حتی اگر ضرری هم داشته باشد، ضرر آن کمتر از رسانه های غيرملی داخلی و رسانه های خارجی است. می دانم قبول نخواهد شد، يا حداقل در شرايط کنونی قبول نخواهد شد. ولی می گويم وجود کانال يا کانال های رادويی و تلويزيونی برای جنبش سبز، نظام را تقويت می کند و به وحدت ملی کمک می کند. بنده ترس آن را دارم که محدوديت های فکری باعث شود ما از کشورهای دست چندم منطقه هم عقب بيفتيم و نمی دانم چگونه ملت ما می تواند از خود در مقابل امواج برون مرزی که قطعا به فکر مصالح ملی خودشان هستند، محافظت نمايد. مضحک است اگر تصور کنيم با پخش پارازيت، هک کردن ها و فيلتر کردن ها، اين امواج را می توانيم کنترل کنيم.
به هر حال، حاکميت و جناح های مختلف سياسی، اگر واقع بين باشند، بايد بدانند همانطور که جنبش سبز در روز
۲۲ بهمن حضور داشت، آينده خوب برای کشور هم در گرو ايجاد زمينه برای وحدت بين همه مردم و اقشار مردم است و نه توصيف بخش قابل توجهی از ملت به «خس و خاشاک»، «گوساله و بزغاله» و «يک قشر محدود و اندک». سيره پيامبران و امامان ما نشان می دهد که هيچگاه حتی به دشمنان دين دشنام نمی دادند. آنها برای کرامت انسانی ارزش قايل بودند و بجای قضاوت درباره ی انسان ها، با رفتار رحمانی شان سعی می کردند فطرت خداجوی همه آنها را به سوی حق جذب کنن. مردم ما نمی توانند تحمل کنند که به نام دين رفتار های غير دينی بلکه ضد دينی رواج يابد. وقتی در قرآن صحبت از پيامبر و يارانش می شود، آنان را به مهربانی در ميان خود و مقابله محکم با دشمنان بشريت توصيف می کند و قطعا نه در زمان پيامبر و نه بعد از ايشان، همه مسلمانان به يک درجه از ايمان نبودند. مردم ما به خوبی فرق ميان دينداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دين را می فهمند. اين تعريف يک ملت نيست. اين حاکميت يک فرقه است و دزديدن مفهوم ايرانيت و حس ملی و اين خطرناک ترين راهبردی است که ما اکنون در مقابل آن قرار داريم. سلاح ما در مقابل چنين کژراهه ای، رفتن به سمت ميثاق ملی و مذهبی مان و تکيه بر آرمان هايی است که به ايرانی پيشرفته و صلح جو در سطح جهانی و در سطح ملی منجر می شود. در چنين حالتی است که می توان اميد داشت مثل سال های دفاع مقدس، همه ملت در مقابل خطرات، متحدا حضور پيدا کند. ملت همه اقشار، همه قوميت ها، همه فرهنگ ه و همه جناح هاست. علاقمندان به جنبش راه سبز به ايرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبيعی است که با اين روحيه و منش، به تغيير رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستيم و آن را محکمترين دليل برای عدم علاقه يک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانيم.

 

* در اطلاعيه شماره ۱۷ راه حل هايی برای برون رفت اعلام شده است. آيا غير از راه حل های ارايه شده، راه حل های ديگری هم می تواند مورد توجه قرار گيرد؟

- يک نکته بسيار حساس در مورد اطلاعيه شماره ۱۷ آن است که قبول وجود بحران، به عنوان بخشی از راه حل شمرده شده است. از سوی ديگر بنده اعتقاد ندارم که راهی برای حل دفعی و ناگهانی اين بحران وجود دارد. به عنوان مثال، نمی توان يک راهپيمايی مهندسی شده ترتيب داد و دل خوش کرد که همه چيز تمام شده است. مهم آن است که اکنون قدم هايی برداشته شود که به فرايند بهبود اوضاع دامن بزند. شما در نظر بياوريد که امروز اعلام شود که همه زندانی های سياسی آزاد شده اند. بنده يقيين دارم که اين اقدام قبل از جناح ها و گروه ها، مورد اقبال همه مردم کشورمان قرار خواهد گرفت. و يا شاهد خودداری از خشونت و شهامت ابراز محبت به مردم خوبی که صرفا حق خود را می خواهند و می خواهند از فضای اختناق رهايی يابند باشيم.

ما اثر خس و خاشاک ناميدن مردم را ديده ايم. بگذاريم يکبار هم با احترام با مردم صحبت کنيم. در بعضی موارد، اجتناب از برخی اقدامات نامناسب می تواند به بهبود فضای ملی کمک کند. مثالش رفتار وحشيانه در ميدان صادقيه در ۲۲ بهمن و امثال آن و حمله به مردم و خانواده شهدا و فرزندان آنهاست. چه کسی می تواند ادعا کند که اين اقدامات فضاحت بار می تواند به نظام ما کمک کند؟ آيا پيوستن آقايان خاتمی و کروبی به صفوف مردم و اعلام عملی وحدت و يکپارچگی به حل بحران کمک می کند يا فرستادن عده ای چماقدار و قمه و زنجير بدست برای اجرای استراتژی نصر با رعب؟ آيا حکومت می تواند راه حل را در ترساندن ملت بداند؟ اگر چنين پيروری هنر بود، ما و همه جهانيان، حمله صدام به حلبچه را محکوم نمی کرديم و نمی گفتيم او به مردم کشور خود هم رحم ندارد. فيلمی که اخيرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجويان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحيه فرقه گرايی، سبعيت ايجاد می کند.

به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم دانشجويان هستند، فرزندان اين ملت از حيوانات هم کم ارزش تر می نمايد و فاجعه بارتر اينکه در سطوح مختلف، مسئولين می گويند که نمی دانند حمله کنندگان چه کسانی هستند. اين توهينی بدتر به شعور دانشجويان و مردم است. آنچه در اين فيلم جالب توجه است اين است که در ميان همين افراد نيروی انتظامی، کسانی ديده می شوند که ديگران را از ضرب و شتم نهی می کنند. ای کاش نيروی انتظامی و نيروهای امنيتی کشور، اقتدار را نه در سرکوب و ضرب و شتم، بلکه در ايجاد فضای امن برای همه ايراانيان، صرف نظر از طرز فکر و عقايدشان، می دانستند. چه ضرورتی داشت فضای ميدان صادقيه با نارنجک فلفلی و شيميايی آلوده شود؟ همه اين روش ها، ما را از راه حل های منطقی دور می کند. تضمين انتخابات آزاد، رقابتی، غيرگزينشی و سالم، کليدی ترين بخش راه حل هاست. اگر اين امر حل نشود، ريزش مشروعيت نظام سرعت خواهد گرفت. جنبش راه سبز بايد بطور مکرر و در هر شرايط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غيرگزينشی تأکيد کند. همانطور که آزادی زندانی ها، آزادی رسانه ها و برچيده شدن فضای امنيتی در جای خود بسيار مهم هستند و بايد ضرورت اين راه حل ها را نه تنها به گوش حاکميت، بلکه به گوش همه مردم کشورمان برسانيم.

 

*درباره نسبت گروه های مرجع و جنبش راه سبز حرف و حديث زيادی وجود دارد. نظر شما چيست؟

- جنبش سبز حرکتی است که از بطن گره های مرجع مهم جامعه ما متولد شده و در ارتباط با اين گروه ها هم رشد کرده است. در اين زمينه بعنوان مثال به نامه ۱۱۶ استاد دانشگاه تربيت مدرس اشاره می کنم. اين دانشگاه فرزند انقلاب است و بنده هم به عنوان يک عضو کوچک از خدمتگزاران اول انقلاب، در شکل گيری آن نقش داشته ام. همه می دانند که اين دانشگاه دوره کارشناسی ندارد و هرم سنی آن نسبت به ساير دانشگاه ها بالا است. در کارکنان و دانشجويان آن، فراوانند کسانی که که در فعالت های اول انقلاب نقش فراوانی داشته اند. ۱۱۶ تن از اساتيد اين دانشگاه در کنار بيانيه های مشابه فراوان ساير دانشگاه ها و بيانيه های انجمن های اسلامی و نهادهای دانشگاهی ديگر نشان می دهد تا چه حد حضور جنبش در دانشگاه ها و در ميان دانشگاهيان جدی و فراگير است. بنده می خواهم بگويم همين نسبت را شما در ميان پزشکان، معلمان، مهندسين، کارگران، جنبش زنان، ورزشکاران و هنرمندان و ديگر گروه های مرجع می توانيد بيابيد. يک نگاه ساده و بدون تعصب به جشنواره های دهه فجر نشان خواهد داد که هنرمندان به عنوان قشری به شدت تأثيرگذار کجا ايستاده اند. گفته می شود بعد از انتخابات، نزديک هزار کليپ و سرود در مورد جنبش سبز يا حوادث مربوط به آن ساخته شده و تعداد زيادی کاريکاتور، پوستر و نقاشی و ساير توليدات هنری خلق شده است. چنين تحرکی در تاريخ فرهنگ کشور ما و شايد فرهنگ های جهانی بی نظير است. بنده ارتباط وثيق جنبش راه سبز با گروه های مرجع را بهترين دليل برای اميد به تحقق خواستهای جنبش در آينده کشورمان می دانم. چرا وقتی ميليون ها دانشجو در سراسر کشور در پشت جنبش سبز است، به آينده اميدوار نباشيم؟

 

* در مورد روحانيون چطور؟

- در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای از روحانيون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها بايد بدانند موضعگيری چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانيت و مراجع نيست. روحانيت اصيل ما هيچگاه مردم را با الفاظ رکيک خطاب نمی کنند يا از قتل و ريختن خون و در محبس کردن بيگناهان حمايت نمی کنند. روحانيت اصيل ما می داند که تهمت و شکنجه و آبروی ديگران را ريختن و تجسس حکمش در اسلام چيست. روحانيون واقعی ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخيص می دهد و اين روحانيون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهيان هستند و اهميت اين وحدت را می دانند ما روحانيون فعال در جنبش سبز را ذخيره جنبش و پشتوانه بسيار مهم آن می دانيم. حضور آنها در جنبش سبز در شرايطی که از انواع روش ها و وسايل برای متهم کردن راه سبز به بی دينی و وابستگی به بيگانگان استفاده می شود، جنبه حياتی دارد.
به همين دليل، به همه کسانی که به اميد آينده ای بهتر برای ايران عزيز به جنبش پيوسته اند عرض می کنم که پيوسته مراقب باشيم در دام تبليغاتی که می خواهد روحانيت کشور را به جنبش بی اعتماد کند نيفتيم. کارناوال روز عاشورای سال
۷۶ و نمايش ها و تمهيدات شبيه آن از يادمان نرود. مخالفان جنبش اگر نه همه، ولی بخشی از آن، به هيچ اصول اخلاقی و دينی پايبند نيستند.

 

*پيشنهاد شما در مورد مراسم چهارشنبه سوری چيست؟

- مراسم اين روز، يادمان جشنواره نور عليه تاريکی است اما علاقمندان به جنبش راه سبز ضمن انکه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نيستند که اين نوع مراسم ها باعث اذيت و آزار مردم بشود. مخصوصا توجه کنيم که ممکن است مخالفان جنبش بخواهند با برنامه ای که قبلا هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش سبز را بدنام کنند. بنده مطمئن هستم که سبزها در هيچ برنامه هنجارشکنانه يا تخريبی که موجب اذيت و ازار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ايجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هايش مسالمت آميز و عميق باشد سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نيست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر اين اصل مهم مورد توجه قرار گيرد و اعضای جنبش يکديگر را به رعايت آن توصيه کنند، قطعا از آسيب هايی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگيری خواهند کرد.

*و نکته آخر؟

- بنده آرزو دارم روزی در کشور شرايطی ايجاد شود که مجموعه پوسترها، نقاشی ها، کليپ ها و ساير آثار هنری خلق شده يک سال گذشته بدون سانسور به نمايش گذاشته شود و می دانم که انشاء الله با اميد و حرکت جنبش سبز، روزی شاهد چنين نمايشگاهی که نشان دهنده شور و شوق ها و دغدغه های ملی ماست، خواهيم بود.

 
کارگر زندانی را آزاد کنید
يكشنبه, 09 اسفند 1388 11:48
نامه اعتراضى اتحاديه كارگران پست كانادا نسبت به وضعيت نگران کننده اسانلو
 اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران ایران

به نمايندگى از ٥٤ هزار عضو اتحاديه كارگران پست كانادا، نگرانى بسيار شديدمان بخاطر گزارشات رسيده مبنى بر دور جديد هدف قرار دادن منصور اسانلو، رهبر كارگرى زندانى توسط مقامات حكومتى ايران را اعلام ميكنم.
اتحاديه ما مطلع شده است اسانلو و يك زندانى سياسى ديگر در زندان رجايى شهر مورد بازجويى، تهديد و انتقال به زندان انفرادى قرار گرفته اند. اين اعمال برخلاف ابتدايى ترين استانداردهاى پذيرفته شده دادگسترى ميباشد.
 
اتحاديه كارگران پست كانادا، همچنين نگران است كه بدليل ضرب و شتم هاى پيشين و حبس ناعادلانه وى، وضعیت سلامتى منصور وخيم تر شود. انتقال به سلول انفرادى معمولا شرايط را منجمله از جنبه مراقبتهاى پزشکى و غذايى بدتر ميكند.
اتحاديه كارگران پست كانادا از دولت ايران ميخواهد كه منصور را بلافاصله به بيمارستان منتقل نمايد. ما همچنين خواستار آزادى فورى و بى قيد و شرط منصور اسانلو هستيم.
با احترام،
دنيس ليملين،

رئيس سراسرى اتحاديه كارگران پست كانادا
رونوشت: فدراسيون جهانى كارگران حمل و نقل، مك اوراتا
ترجمه و تكثير از اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران در ايران

 
 
DVD سبز
يكشنبه, 09 اسفند 1388 11:35
جنگ جدید مردم باسانسور و دروغپردازی سیما
به روزترین DVD  در ایران، اکنون فیلم های سانسور شده حوادث خونین 8 ماه گذشته درتهران و شهرهای بزرگی چون اصفهان است، که تاکنون هیچکدام از سیمای جمهوری اسلامی پخش نشده است. آنها که همه حوادث را ندیده اند و یا شاهد هیچ حادثه ای در خیابان ها نبوده اند و سیمای جمهوری اسلامی در بی خبری آنها را نگهداشته بود، حالا برای نخستین بار با واقعیاتی آشنا می شوند که بوقوع پیوسته اما فیلم و خبرهای آن پخش نشده است. تهیه و پخش گسترده این فیلم ها، ابتدا در برخی از شهرستان های ایران، برای آشنا ساختن ساکنان آن شهرها با وقایع تهران صورت گرفت که اخبار آن در پیک نت منتشر شد. از جمله درباره نهضت سی دی سبز در کاشان.
اکنون این نهضت تهران را فتح کرده و به شهرهای دیگر نیز رسیده است. چنان که DVD  سبز اکنون پرطرفدار ترین سی دی در ایران است.
سایت تابناک در همین ارتباط روزگذشته نوشت:
حوادث پس از انتخابات به طرزمشکوک و سازماندهی شده در کوچه و خیابان‌های تهران پخش شده است.
DVDهای حاوی فیلم‌هایی از حوادث اخیر است،به طرز انبوهی در خیابان‌ها و کوچه‌ها جلوی در خانه‌ها یا روی خودروهاگذاشته شده‌اند.در این DVDها، فیلم‌های دانلودی از سایت‌های مخالف نظام و همچنین کلیپ‌های ضبط شده از شبکه‌های ماهواره‌ای خارج کشور مانند بی.بی.سی و V.O.A و نیز تصاویری از خبرها و لینک‌های سایت‌های اجتماعی خارجی و ایرانی که به صورت فیلم در آمده، موجود است.
در این DVDها همه برنامه‌های مورد نیاز برای پخش فیلم‌ها،آدرس سایت منتشرکننده این فیلم و نرم‌افزار فیلترشکن نیز هست.در مقدمه این DVD ها، نشانی‌های پست الکترونیکی اعلام شده اند که مردم و بینندگان می توانند تصاویر و فیلم‌های تهیه شده و موجودخودرا به این نشانی ها بفرستند.
 
بیانیه شورای دفتر تحکیم وحدت ـ دانشجو یان بیدارند
يكشنبه, 09 اسفند 1388 11:20
بیانیه شورای دفتر تحکیم وحدت: اجازه استیلای دیکتاتوری نظامی و دینی را بر این خاک گلگون نخواهیم داد
 
شورای تهران دفتر تحکیم: تعلل دستگاههای مسئول در قبال حمله به کوی دانشگاه را تنها به منزله تایید این ددمنشیها از سوی این نهادها و تلاش برای سرپوش گذاشتن چندین باره بر اینگونه حرکات از سوی ایشان میدانیم.

رهانا: در پی انتشار فیلم حمله ددمنشانه نیروهای نظامی و شبه نظامی به کوی دانشگاه تهران در روزهای بعد از انتخابات، شورای تهران دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیهای نسبت به این فاجعه واکنش نشان داده و خواستار پیگری عاملان و آمران این جنایت شده است. شورای تهران دفتر تحکیم وحدت همچنین با محکوم کردن بازداشت و صدور حکمهای سنگین برای دانشجویان، خواستار آزادی اعضای دربند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت شده است.
متن کامل این بیانیه که در اختیار خبرگزاری رهانا قرار گرفته است، به شرح زیر است:
در پسین روزهای فصل بهار، برگ ها در هجوم پاییزند
سبزها روی شاخه می مانند، زردها روی خاک می ریزند

انتشار فیلمی جدید از حمله سبوعانه نیروی انتظامی با همراهی و پشتیبانی نیروهای لباس شخصی به دانشجویان بیگناه و بی پناه کوی دانشگاه تهران پرده غمبار دیگری بود از جنایات متعدد و متنوع اقتدارگریان طی
۸ ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری، پرده ای غمبار از مظلومیت دانشجویان و دانشگاهیان در این دیار. دیاری که دانشگاه و دانشگاهیانش هر روز بیشتر از روز قبل طعم تلخ سرکوب و تحقیر را می چشند. این فیلم که مشخص نیست بنا بر کدام مصلحت از پرده اقتدارگریان برون افتاده در دل تاریکی شب به روشنی نشان می دهد که چگونه گارد ویژه نیروی انتظامی با حمایت نیروهای لباس شخصی بر دانشجویان یورش می برد.

نیروهای نظامی آن چنان بر خوابگاه دانشجویان هجوم می برند و از فتح خود احساس سرور و شادمانی می کنند که گویا سد دشمن قسم خورده خود را شکسته اند و به قلعه اش راه یافته اند. با چنان قساوت و عداوتی بر سر و بدن دانشجویان می زنند که گاه این قساوت صدای نیروهای خودی حاضر در صحنه را هم درمی آورد. با چنان حقد وکینه ای دانشجویان مضروب را مجبور به خوابیدن بر زمین می کنند که اگر از کشته پشته ساختن برایشان دشوار است لااقل زنده ها نقش مردگان را برایشان بازی کنند تا بدین صورت عطش قساوت شان وعقده هایشان قدری تسکین یابد.

صورت مسئله، همانند حملات چندین بار گذشته به کوی دانشگاه تهران، کاملا روشن و آشکار است. نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی، که امروز بر همگان مشخص است وابسته به کجا بوده و پشتیبانشان چه کسانی هستند، نه به صورت خودسرانه که مشخصا و آشکارا با دستورات صریح فرماندهی ارشد و طی برنامه ای از قبل چیده شده به دانشجویان بی پناه و بیگناه حمله می کنند. این بار نیز مانند دفعات پیش حمله به کوی دانشگاه در تقبیح ظاهری و محکومیت لفظی ریاکارانه شماری از اصحاب حاکمیت خلاصه شد. کمیته هایی جهت بررسی ماجرا و مجازات خاطیان تشکیل شد که مانند دفعات پیشین تاکنون هیچ گزارش و نتیجه ای از تحقیقات به عمل آمده اعلام نشده است. اصولا مشخص نیست تحقیقی صورت پذیرفته است یا نه.

در سالیان گذشته نیز دانشجویان در جای جای ایران به طور عموم، و دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران، به طور خاص، طعم چنین حملاتی را خصوصا در سال های
۷۸ و ۸۲ چشیده بودند. چرا که با وجود همه سرکوب ها همواره این دانشجویان بودند که در مقابل ظلم و استبداد قد علم کرده و خواب را از چشم اقتدارگرایان ربوده و همواره خار چشم استبداد بوده اند تنها تفاوت امروز و دیروز در این است که دیروز دانشجویان در جبهه آزادیخواهی و عدالت طلبی افراد کمتری را در کنار خود می دیدند اما امروز ملتی به پا خواسته است.

دیروز بهای بالا گرفتن پیراهن خونی همکلاسی چندین ماه شکنجه بود و در نهایت دریافت حکم اعدام. اما امروز به کلاس درس حمله می برند و استاد را از کلاس بیرون می کشند و بازداشت می کنند. پس از چند ماه یکی را روی تخت بیمارستان تحویل خانواده اش می دهند و یکی را از گفتگوی نیمه زنده خبری صداوسیما روانه منزل می کنند. دیگری را از بستر بیماری کشان کشان به بازداشتگاه می کشانند و با حالی زار و نزار ماه ها بدون هیچ گونه توجیهی در محبس نگاه می دارند تا این گونه گوی سبقت نامردمی از دست یکدیگر بربایند.

ماه ها چندین دانشجوی بیگناه را در زندان به بند کشیده اند و به اقسام تهمت های بی اساس متهم کرده اند و احکام رنگارنگ در محکومیت حق طلبی شان صادر کرده اند تا اگر در خاموش نمودن شعله اعتراضات مدنی مردم ناتوان می نمایند لااقل به وظیفه سرکوب خود تام و تمام و به نیکی عمل کرده باشند تا در منازعات درونی شان محکوم به کم کاری نشوند. روزی بر سر دانشجویی چادر می کشند و با شادمانی تصاویر غیرقابل باورش را منتشر می کنند، یکی را تنها به جرم این که فریاد برآورده که “تحصیل حق اوست” به تهمتی تهی به بیش از یک دهه حبس محکوم می کنند. حتی این همه را کافی نمی شمارند و برای زهر چشم گرفتن دانشجوی
۲۰ ساله را عامل “جنگ با خدا” و “فساد در زمین” برمی شمرند و به کمتر از اعدام برای او راضی نمی شوند.

در همین راستا طی چند ماه،
۸ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، که اعضای آن طی چندین سال گذشته به خوبی با طعم زندان و حبس آشنایند، به بهانه های مختلف و گوناگون بارها و بارها بازداشت شده اند. تا اقتدارگرایان بدین روش به خیال خود شعله آزادیخواهی این تشکل دانشجویی را از سرچشمه خفه کنند. غافل از آن که سرچشمه جوشان دفتر تحکیم وحدت نه شورای مرکزی که دانشجویان پرشور و آزادیخواه عضو آن است و اعضای شورای مرکزی سمبل و نماد روشن این چشمه جوشان و شعله فروزان هستند. شعله ای که در ده سال گذشته در مقابل تمام فشارها و ترفندها سربلند به حق خواهی خود ادامه داده است و پس از این نیز همین گونه خواهد بود.

شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت تداوم بازداشت شمار زیادی از اساتید و دانشجویان، که برخی از آن ها ماه هاست در بند و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند، خواستار آزادی هر چه سریعتر اصحاب دانشگاه از زندان و بازگشت آن ها به خانه خود، دانشگاه، است. انجمن های اسلامی عضو این شورا مصرا خواستار لغو احکام سنگین و بی پشتوانه حقوقی و قانونی صادره برای دانشجویان و اساتید طی چندین ماه گذشته، خصوصا صدور حکم ننگین اعدام برای یک دانشجوی بیگناه دانشگاه دامغان، می باشند.

شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت مجدد حمله ددمنشانه نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم و بازداشت دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه،خواستار شناسایی، معرفی به مردم و مجازات فرماندهان وآمران نیروهای حمله کننده به کوی دانشگاه بوده و تعلل بیش از این دستگاه های مسئول در این زمینه، خصوصا قوه قضاییه و کمیته پیگیری مجلس، را تنها به منزله تایید این قساوت ها و ددمنشی ها از سوی این نهادها و تلاش برای سرپوش گذاشتن چندین باره بر این گونه حرکات از سوی ایشان می داند.

در نهایت نسبت به تکرار سناریوی نخ نما و مهوع اعتراف گیری و صدور احکام سنگین برای اعضای دربند شورای مرکزی هشدار داده و تاکید میکنیم که این اعمال همانگونه که تاکنون بی اثر بوده از این پس نیز کوچکترین تاثیری در اراده خلل ناپذیر و مستحکم دانشجویان آزادیخواه و آزاده این مرز و بوم برای بسط عدالت ، دموکراسی و حقوق بشر نخواهد داشت و همچنان خواب آشفته مستبدان را آشفته تر خواهیم کرد و اجازه استیلای دیکتاتوری نظامی و دینی رابر این خاک گلگون نخواهیم داد.

شورای تهران دفتر تحکیم وحدت
هشتم اسفند ماه ۱۳۸۸
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدي > پايان >>

صفحه 3 از 233

در حال حاضر 2 مهمان آنلاین می باشند