|
شنبه, 06 مهر 1387 13:45 |
نویسنده: آناهیتا حسین زاده
حکیم ابوالقاسم فردوسى طوسى شاعر حماسه سراى بزرگ ایرانى در سال ۳۲۹ هـ.ق در ناحیه طابران طوس دیده به جهان گشود. وى یکى از شخصیت هاى برجسته زبان و ادب پارسى است که با تنظیم شاهنامه در بکار بردن واژه هاى فارسى از لحاظ مفاهیم و معانى در سراسر ایران مقامى بس شامخ دارد. حس میهن دوستى و وطن خواهى از ویژگى هاى شخصیتى وى به حساب مى آید.
همین حس قوى او را در به نظم کشیدن شاهنامه ترغیب کرد. وى دهقان زاده و از یک خانواده ثروتمند بود. فردوسى بعد از مرگ دقیقى تنظیم شاهنامه را عهده دار شد و همین امر باعث فقر و مستمندى وى گردید.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
شنبه, 06 مهر 1387 13:43 |
نویسنده: محمود ابراهیمی مقدمیان
اریش فروم؛ روانکاو و فیلسوف پیرو مکتب فرانکفورت از جمله نخستین کسانی است که آرای زیگموند فروید را با اندیشه های کارل مارکس در هم می آمیزد تا از آن معجونی برای نقد جامعه صنعتی و بخصوص فاشیستی آلمان آن روزگار بسازد. فروم با عطف توجه به واقعیت های جامعه غرب و در محصورماندن آزادی فردی در قید و بندهای خواسته و ناخواسته اجتماعی اقدام به بازکاوی خاستگاه های روانشناختی و جامعه شناختی آن می کند. مطلبی که از پی می آید نگاهی دارد به مفهوم از خودبیگانگی در آرای این اندیشمند.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
شنبه, 06 مهر 1387 13:41 |
نویسنده: مرتضی مردیها
هابز و لاک دو تن از مؤسسان فلسفه مدرن هستند. البته این دو بیشتر به عنوان فیلسوف سیاسی نامبردارند، اما هم کتاب «لویاتان» هابز و هم کتاب «رساله درباره فهم بشری» لاک از مهمترین کتابهای شناختشناسی در قرن هفدهم و آغاز عصر مدرن محسوب میشوند. روسو البته شناختشناس نبود، اما متأثر از فلسفه شناخت لاک، انسانشناسی خاصی تدوین کرد که فلسفه سیاسی قرارداد اجتماعی را در سیطره خود گرفت. چه رابطهای میان شناختشناسی، انسانشناسی و فلسفه سیاسی این فیلسوفان وجود دارد؟ مقاله حاضر در پی جستجوی پاسخ این پرسش و تقویت این فرضیه است که شناختشناسی لاک انسانشناسی روسو را زمینهسازی کرد و این دو، یکی با صراحت کمتر و دیگری با صراحت بیشتر، تفکری را تقویت کردند که میتوان از آن به عنوان آنارشیسم پنهان تعبیر کرد. این تفکر به دست مارکس به اوج خود رسید و به جزء مشترک فلسفههای سیاسی رقیب همچون لیبرالیسم و سوسیالیسم بدل شد.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
شنبه, 06 مهر 1387 13:31 |
نویسنده:محسن غفوریان
ملکم بى قانونى، برخوردهاى سلیقه اى و نشناختن حقوق متقابل حکومت و مردم را نیز به عنوان یکى از عوامل اصلى ظلم و فساد در جامعه ایران مى داند: «حکم دولت باید تنبیه مخالف آن مشخص باشد. تنبیه باید پیش از وقوع تقصیر به حکم قانون مخصوص مشخص شده باشد. هر تنبیهى که بعد از وقوع تقصیر مشخص شود، عین ظلم است... در لندن هر فعله اى مى داند که جزاى فلان تقصیر چه خواهد بود. در ایران هیچ وزیرى نیست که بداند فلان مقصر را چطور تنبیه خواهند کرد.»
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدي > پايان >>
|
|
صفحه 6 از 31 |